فایل شاپ

فروش مقاله،تحقیقات و پروژه های دانشجویی،دانلود مقالات ترجمه شده،پاورپوینت

فایل شاپ

فروش مقاله،تحقیقات و پروژه های دانشجویی،دانلود مقالات ترجمه شده،پاورپوینت

بررسی رابطه تیپ شخصیت (درونگرا، برونگرا) با ارتباط پنهانی با جنس مقابل

درک لزوم مطالعه روانشناسی شخصیت، چندان دشوار نیست شناخت شخصیت، ویژگیها، چگونگی شکل گیری، عوامل موثر در ایجاد شخصیت و مسائل از این قبیل، ارضای حسن کنجکاوی و میل به حقیقت جویی را در انسان به دنبال دارد زیرا این شناخت نوعی خودشناسی است و شخص هنگام مطالعه غالباً آن دانسته ها را با خود مقایسه کرده و احتمالاً با این شناخت نوعی طبقه بندی انجام می دهد یعن
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 76 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 130
بررسی رابطه تیپ شخصیت (درونگرا، برونگرا) با ارتباط پنهانی با جنس مقابل

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

فهرست مطالب

عنوان.................................. 1

چکیده.................................. 2

فصل اول............................... 3

مقدمه.................................. 4

بیان مساله............................. 6

ضرورت پژوهش............................ 7

هدف پژوهش.............................. 9

سوال پژوهش............................. 9

فرضیه پژوهش............................ 9

تعیین متغیرها:......................... 9

- متغیر وابسته....................... 9

- متغیر مستقل........................ 9

- متغیر کنترل........................ 9

تعاریف مفهومی.......................... 10

تعاریف عملیاتی......................... 11

فصل دوم: ادبیات پژوهش – پیشنیه پژوهش.. 13

تعریف شخصیت............................ 14

فیزیولوژی برونگرایی- درونگرایی......... 23

نظریه های سنخ شناسی شخصیت.............. 27

سنخ شناسی شخصیتی در نظریه یونگ......... 28

برونگرایی و درونگرایی از نقطه نظر آیزنک 31

رویکرد یادگیری اجتماعی................. 32

رویکرد شناختی.......................... 32

خصوصیات افراد درونگرا و برونگرا........ 33

نوروفیزیولوژی برونگرایی- درونگرایی..... 34

دیدگاه یونگ، سطوح روان:................ 35

هشیار.................................. 35

ناهشیار شخصی........................... 36

ناهشیار جمعی........................... 37

کهن الگوها............................. 39

پرسونا................................. 40

سایه................................... 42

آنیما.................................. 43

آنیوس.................................. 44

مادر................................... 45

پیرفرزانه.............................. 45

پویشهای شخصیت:......................... 46

علیت و غایت شناسی...................... 46

پیش روی و پس روی....................... 47

تیپ های روان شناختی.................... 48

کارکردها............................... 50

نظریه ویلیام شلدون..................... 56

نظریه اوتوگراوس........................ 60

ارتباط اجتماعی......................... 60

انواع ارتباط اجتماعی................... 62

نگاهی مقدماتی به ارتباطات میان فردی.... 65

ویژگی ارتباطات میان فردی چیست.......... 66

پیوستار ارتباط......................... 67

ارتباط من و آن......................... 69

ارتباط من و شما........................ 69

ارتباط من و تو......................... 71

گزارش ایسکانیوز........................ 72

عوامل برقراری ارتباط پنهانی باجنس مقابل 73

پیامدهای روانی – اجتماعی ارتباط پنهان باجنس مقابل 73

دیدگاه اسلام............................ 75

دیدگاه شهید مطهری...................... 78

ارتباط دختر و پسر و شرایط آن........... 79

تعریف دوستی دختر و پسر................. 80

انگیزه برقراری ارتباط با جنس مقابل..... 80

آثار رابطه با جنس مقابل................ 84

شرایط ارتباط باجنس مقابل............... 87

پیشینه پژوهش........................... 91

فصل سوم.............................. 95

جامعه ................................. 96

نمونه.................................. 96

روش نمونه گیری......................... 96

روش پژوهش.............................. 96

ابزار اندازه گیری...................... 97

اعتبار و روایی آزمون................... 99

شیوه نمره گذاری....................... 101

روش اجرا.............................. 102

فصل چهارم............................ 103

مقدمه ................................ 104

تجزیه و تحلیل توصیفی.................. 105

تجزیه و تحلیل استنباطی................ 111

فصل پنجم............................. 112

بحث ونتیجه گیری....................... 113

محدودیت های پژوهش .................... 115

پیشنهادات پژوهش ...................... 116

منابع................................. 117

ضمائم................................. 119

چکیده

این پایان نامه با هدف بررسی رابطه تیپ شخصیت و ارتباط پنهانی با جنس مقابل ، تدوین شد . برای این منظور نمونه ای به حجم 60 نفر متشکل از 30 دانشجوی دختر بین سنین 25 – 18 ، مجرد دانشجوی شهر تهران که با جنس مقابل رابطه پنهانی نداشتند و 30 دانشجوی دختر بین سنین 25 – 18 ، مجرد ، دانشجوی شهر تهران که با جنس مقابل رابطه پنهانی داشته انتخاب شد . فرض بر این بود که بین 2 متغیر ذکر شده در بالا ، رابطه معنادار وجود دارد و همچنین بین میزان نوروتیک و سایکوتیک و ارتباط پنهانی با جنس مقابل نیز رابطه معنادار وجود دارد.

برای سنجش ارتباط داشتن یا نداشتن با جنس مقابل، به پرسش اکتفا شد و از نمونه در دسترس استفاده شد. و برای اندازه گیری تیپ شخصیت (برونگرایی- درونگرایی) از پرسشنامه 57 سئوالی آیزنک کمک گرفته شد. بعد از انجام امور آماری هر 2 فرضیه رد شد و بر این اساس میزان برونگرایی و درونگرایی در گرایش جوانان (نمونه مورد نظر) به جنس مقابل تاثیر ندارد و همچنین ارتباط معناداری در رابطه ی ارتباط با جنس مقابل و میزان نوروتیک یا سایکوتیک مشاهده نشد.

فصل اول

مقدمه

درک لزوم مطالعه روانشناسی شخصیت، چندان دشوار نیست. شناخت شخصیت، ویژگیها، چگونگی شکل گیری، عوامل موثر در ایجاد شخصیت و مسائل از این قبیل، ارضای حسن کنجکاوی و میل به حقیقت جویی را در انسان به دنبال دارد زیرا این شناخت نوعی خودشناسی است و شخص هنگام مطالعه غالباً آن دانسته ها را با خود مقایسه کرده و احتمالاً با این شناخت نوعی طبقه بندی انجام می دهد. یعنی خود را در یکی از تیپهای شخصیتی قرار می دهد.

از سوی دیگر، این شناختها و اطلاعات به شخص امکان می دهد که در ارتباط متقابل با دیگران موضع گیریهای مناسب و آگاهانه داشته باشد. به عنوان مثال، اگر مادری بداند که کودکان در حدود سنین 3 تا 4 سالگی بیشترین میزان حسادت را نشان می دهند، چنانچه کودک خود را در این سنین حسود ببینند، دچار نگرانی و اضطراب نخواهند شد، زیرا می دانند که این ویژگیها یک حالت طبیعی در سن خاص کودک اوست.

امروزه بحث ارتباط میان فردی در جامعه ای به گستردگی جامعه ی ما با این میزان رشد و شکوفایی، با توجه به اهداف و برنامه های تعیین شده، جای کنکاش و بررسی بیشتر دارد. از طرفی کانال های فراوان اطلاعات و ورود تکنولوژیهای گوناگون ایجاب می کند حساسیت ویژه ای نسبت به ارتباط پنهانی دختر و پسر به عنوان زیرمجموعه ی ارتباط میان فردی داشته باشیم. تهاجمات فرهنگی بنابراین دارند، ارزشهای فرهنگ غربی را که گاهاً در جامعه ی دینی ما ضد ارزش محسوب می شود، بر قشر جوان تحمیل و نهادینه کنند و این می تواند در دراز مدت مخرب باشد . موضوع ارتباط با جنس مقابل بسیار وسیع و دارای جوانب زیادی است که پرداختن به آن باید جامع و بدور از تعصبات و سوگیریهای شخصی ، گروهی و احیاناً همراه با فرض ورزی باشد .

این پایان نامه در مقطع کارشناسی ، به سهم خود خواسته به بخش ارتباط تیپ شخصیت (درونگرا – برونگرا) و رابطه پنهانی با جنس مقابل بپردازد و برای این منظور ارتباط پنهانی با جنس مقابل را اینگونه تعریف کرده است : هرگونه رابطه مخفیانه ، بدون اطلاع خانواده ، دختر و پسر که حداقل 1 ماه از آشنایی آنها گذشته است و در محدوده ارتباط تلفنی ، گردش ، سینما ، کافی شاپ وجود دارد.

بیان مسأله

به درستی هرگاه انسان از جامعه می برد و در تنهایی غوطه می خورد ، با همان سرعت ، راه به سوی انحراف ، اعتیاد و حتی خودکشی و ... می برد . اگر ارتباط انسان ها با یکدیگر نبود ، بنای عظیم فرهنگی پا نمی گرفت . هیچیک از دستاوردهای بزرگ انسانی نظیر زبان ، خط و ... پدید نمی آمد . و بالاخره باید گفت زیبایی زندگی در جمع انسان ها تجلی می کند . از آنجا که ارتباط بشر ، به مجموعه ها و انواع گوناگون تقسیم می شود و گستردگی فراوانی دارد ، لذا یکی از شاخه های آن ارتباط پنهانی با جنس مقابل است که به دلیل اهمیت و تأثیر بسزای آن در جنبه های مختلف زندگی ، پرداختن به آن ، خالی از لطف نیست ...

در علم روانشناسی ، آنجا که شخصیت ، موضوع بحث است ، 2 نوع یا تیپ شخصیتی مفروض است ، درونگرایی و برنگرایی که مقدمه و همچنین فصل دو ،‌ به تفصیل به آن پرداختم . در این پژوهش به مطالعه ی ارتباط رابطه پنهانی دختر و پسر با تیپ شخصیت اقدام کردم .

لذا گمانه زنی های گوناگون ، نقدها و مقاله های فراوانی که به موضوع ارتباط با جنس مقابل پرداختند ، تمایل من را به انتخاب این موضوع برای پروژه خود ، برانگیخت .

ضرورت پژوهش

دوستی های خیابانی و ارتباط پنهانی با جنس مقابل ، عاری از شکوفایی محبت و عشق واقعی است و اگر هم به ازدواج برسد ، هیچ پشتوانه ای ندارد و جامعه را با مشکلات روبرو می کند .

در آغاز نوجوانی و جوانی به علت بیداری غرایز و شدت حالات هیجانی ، گرایش دختران و پسران به دوستی با جنس مقابل بیشتر می شود . داشتن دوست اعتماد به خود را تأیید می کند و نیازهای عاطفی و احساسی را تا حدی تأمین می کند . در صورتیکه پیوند گسسته شود ، شخص نسبت به ارزشهای وجودی خود دچار شک و تردید می شود . بعضی از پسران داشتن دوست دختر را نوعی محبوبیت ، قدرت اجتماعی و موفقیت برای خود محسوب می کنند و برخی دختران ارتباط پنهانی با پسران را نوعی جذابیت برای خود تلقی می کنند .

آسیب های اجتماعی ، فردی ،‌خانوادگی و عوامل زمینه ساز گوناگونی در ارتباط پنهانی با جنس مقابل وجود دارد . و از آنجا که قشر جوان و نوجوان جامعه که آتی ساز کشور هستند ، سوژه ی این نوع ارتباط هستند ، لازم دیدم ، این نوع ارتباط را به عنوان یکی از متغیر های کارم انتخاب کنم و تا حدی هر چند کوتاه و مختصر به آن بپردازیم . به علاوه انیکه اگر فرضیه این پژوهش تأئید شود ، می توان از بروز آسیب هایی که در این ارتباط پنهانی در کمین جوانان است ، جلوگیری کرد .

هدف پژوهش

هدف از پژوهش حاضر عبارت است از بررسی رابطه بین تیپ شخصیت (درونگرایی و برونگرایی) و رابطه پنهانی با جنس مقابل در دختران مجرد، دانشجو ، 25 – 18 سال شهر تهران

سوال پژوهش

1-آیا بین رابطه پنهانی با جنس مقابل و تیپ شخصیت (درونگرایی – برونگرایی) رابطه معنادار وجود دارد؟

2-آیا بین رابطه پنهانی با جنس مقابل و میزان نوروتیک و سایکوتیک رابطه معنادار وجود دارد؟

فرضیه پژوهش

1-بین رابطه پنهانی با جنس مقابل و تیپ شخصیت (درونگرایی- برونگرایی) رابطه معنادار وجود دارد.

2-بین رابطه پنهانی با جنس مقابل و میزان نوروتیک و سایکوتیک رابطه معنا دار وجود دارد.

تعیین متغیرها

متغیر وابسته رابطه پنهانی با جنس مقابل

متغیر مستقل تیپ شخصیت (درونگرا- برونگرا)

متغیر کنترل دختران (25-18) سال- مجرد- دانشجو- ساکن تهران

تعاریف مفهومی

تیپ شخصیت[1]: بطور کلی برچسبی که برای طبقه بندی شخصیت فرد مورد استفاده قرار می گیرد . سنخ شناسی های متعددی هر کدام با سیستم طبقه بندی خود وجود دارد . معهذا همه آنها مبتنی بر این فرض است که الگوهای پیوسته با سبکهای ثابت عملکرد وجود دارد که مشخص بودن آنها امکان قرار دادن افراد را در یک یا چند سنخ مشخص می کند . این فرض هر چند در آن جای بحث است ، ارزش اکتشافی دارد و تعیین سنخ شخصیت در پژوهش و نظریه های شخصیت و اجتماعی جنبه بومی دارد(پورافکاری ، 1111)

درونگرایی[2]

شخصی که در خود فرو رفته است . نسبت به محیط خارج بی توجه و بی علاقه می شود و رضایت باطنی خود را در دنیای درونی خویش می جوید . دیرجوش ، کم حرف و همواره در حالت تفکر به سر می برد . در اجتماع چلمن و بی دست و پا می نماید (رزم آزما – 192 – 193)

برونگرایی[3]

روشهای مشاهده حالات شعور روش سوژه توسط خودفرد می باشد . مثال: من از ادراکاتم ، احساساتم ، رویاهایم ، شناختی فراوان دارم و شاهد و ناظر منحصر به فرد آنها هستم و به علت برخورداری از موهبت درون نگری قادر به تحمل نفسانیات خویش هستم (رزم آزما – 193 – 192)

رابطه[4]

رابطه ، نسبت . بطور کلی رابطه بین دو یا چند شی ، رویداد یا شخص . ماهیت رابطه ممکن است فرق بکند و معمولاً یکی از موارد زیر مورد نظر است . الف) رابطه بین 2 متغیر ، بگونه ای که متغیر در یکی از آنها با تغییر در دیگری همراه است . ب) پیوستگی بین 2 متغیر ، بطوریکه درستی یا نادرستی یکی تلویحاً درستی یا نادرستی دیگری را برساند . ج) رابطه بین رویدادها بطوریکه یکی به عنوان پیش آیند دیگری عمل می کند . د) خویشاوندی.

تعاریف عملیاتی

درونگرایی: منظور از درونگرایی نمره ای است که فرد در میزان E آزمون شخصیت آیزنگ پایین تر از 13 بیاورد.

برونگرایی: منظور از برونگرایی نمره است که فرد در میزان E آزمون شخصیت آیزنگ بالاتر از 13 بیاورد.

رابطه پنهانی با جنس مقابل: ارتباط و معاشرت مخفیانه دختر یا پسر با پسر یا دختر بدون اطلاع والدین که یک ماه از آشنایی آنها می گذرد و بصورت تلفنی، ملاقات در کافی شاپ، رستوران، پارک، سینما طی می شود و یک نوع دوستی بین آنها برقرار است.

فصل دوم

ادبیات پژوهش

تعریف شخصیت

هر انسان و رویدادی در نوع خود منحصر به فرد است. با وجود این، بین بسیاری از انسانها و رویدادهای زندگی آنها، آنقدر شباهت وجود دارد که بتوان نکات مشترکی را در نظر گرفت و درست همین الگوهای رفتاری است که روان شناسان شخصیت در پی درک آنند.

روان شناسی شخصیت برای کلیت فرد و تفاوتهای فردی اهمیت خاص قائل است . اگر چه روانشناسی شخصیت وجود شباهتهائی بین افراد را قبول دارند‌ ، توجه آنها به تفاوتهای افراد از یکدیگرمعطوف است . چرا عده ای موفق و بعضی ناموفق اند؟ چرا برداشتهای افراد از امور متفاوت است؟ تنوع استعدادها از کجا ناشی می شود؟ چرا عده ای به بیماریهای روانی دچار می شوند در حالیکه دیگران در همان شرایط سالم می مانند؟

نظریه پردازان شخصیت ، به کلیت انسان نیز می پردازند . بنابراین ، روابط پیچیده عامیان جنبه های مختلف کنش انسان ، از جمله یادگیری ، ادراک و انگیزش را بررسی می کنند . بلکه بر ارتباط این فرآیندها با یکدیگر نیز متمرکز است . درک نحوه عمل این فرآیند ها با همدیگر و تشکیل یک کل یکپارچه ، اغلب فراتر از شناخت هر یک از آنها به طور جداگانه است . انسان بصورت یک کل سازمان یافته عمل می کند و در پرتو چنین کلیت و سازمانی است که باید شناخته شود . کمتر جنبه ای از کنش انسان را می توان تصور کرد که شخصیت وی را منعکس نکند . به این ترتیب ، شخصیت را چگونه تعریف می کنیم؟ برای عامه ی مردم ، این کار احتمالاً با قضاوتی ارزش توأم است – یعنی اگر کسی را دوست دارید ، به دلیل شخصیت «خوب» اوست . ولی برای دانشمندان و دانشجویان روانشناسی ، اصطلاح شخصیت ، برای تعریف یک زمینه ی مطالعاتی بکار می رود . هر تعریف از شخصیت ، بازتاب موضوعاتی است که قرار است مطالعه شود و بیانگر روش هایی است که در مطالعه این موضوعات به کار می رود . (سیاسی / 1379) در حال حاضر ، تعریف واحدی از شخصیت ، که مورد توافق همگان باشد ، وجود ندارد . بعضی از روانشناسان شخصیت ، به افراد و رفتار مشهود آنها توجه می کنند . بعضی دیگر شخصیت را با توجه به ویژگیهایی چون فرآیندهای ناهشیار تعریف می کنند که بطور مستقیم قابل مشاهده نیست و باید از رفتار استنباط شود . گروهی ، جنبه های بیوشیمیایی و فیزیولوژیکی کنش انسان را مطالعه می کنند . وسرانجام ، بعضی از روانشناسان ، شخصیت را تنها از طریق ارتباطهای متقابل افراد با یکدیگر و یا نقشهایی که در جامعه بازی می کنند ، تعریف کرده اند . بنابراین ، دامنه تعریف موجود و احتمالی ، از فرآیندهای دونی ارگانیسم تا رفتارهای مشهود ناشی از تعامل افراد، نوسان دارد .

بدیهی است که از شخصیت تعاریف مختلفی می توان ارائه کرد و چنین نیز شده است . هریک از این تعاریف ، بر رفتارهای متفاوتی تکیه دارد و روشهای مختلفی از مطالعه را اقتضا می کند . این تعاریف ممکن است عینی تر و یا انتزاعی تر باشند . تعاریف می توانند رویدادهایی را تشریح کنند که در درون افراد می گذرد و یا چگونگی تعادل آنها با یکدیگر را در نظر قرار دهند . همچنین می توانند عاملی را توصیف کنند که مستقیماً قابل مشاهده است و یا از این استنباط می شود . این تعاریف ممکن است خصوصیاتی را تشریح کند که از آن عده خاصی باشد و یا به توصیف ویژگیهایی بپردازند که به اکثریت یا همه افراد مربوط می شود . در مطالعه تعاریف شخصیت ، دو نکته شایان ذکر است. اول اینکه ، هر تعریف نشاندهنده رفتارهای مورد نظر روانشناس و روشهایی است که برای بررسی این رفتارها بکار می رود . دوم اینکه ، تعریف درست یا نادرستی از شخصیت وجود ندارد . تعاریف شخصیت ضرورتاًدرست یا نادرست نیستند ، بلکه در ارزیابی شخصیت ، در تحقیقات و در انتقال یافته های روانشناسان به دیگران ، کارایی کنند یا بیشتری از خود نشان می دهند .(سیاسی / 1379)

در اینجا تعریفی به عنوان تعریف علمی شخصیت پیشنهاد می شود: شخصیت بیانگر آن دسته از ویژگیهای فرد یا افراد است که الگوهای ثابت رفتاری آنها را نشان می دهد. در این مورد، چند نکته را می توان مطرح کرد: نخست اینکه مفاهیم شخصیت باید طوری بیان شود که روانشناسان در نحوه ی مشاهده و اندازه گیری آن رفتارها به توافق برسند. یعنی در مطالعه علمی شخصیت، باید بر سر موضوع مورد مطالعه و چگونگی مطالعه آن، توافق وجود داشته باشد.

دوم اینکه، شخصیت، هم بیانگر اصول و قواعد مربوط به کنش یک فرد و هم نشانگر اصول و قواعدی است که در کنش همه افراد مشترک است. اگر چه هر یک از ما از جهتی بی مانند و منحصر به فردیم، در سایر جهات شبیه بعضی یا شبیه همگان هستیم. شخصیت مفهومی است که اصول و قواعد مربوط به یک فرد و شباهتهای موجود بین افراد را بیان می کند. شخصیت هم بیانگر آن دسته از خصوصیات فرد است که وی را از سایرین متمایز و منحصر به فرد می کند و هم بیانگر آن دسته از خصوصیات است که در همه انسانها مشترک است. سوم اینکه شخصیت، هم شامل جنبه های پایدارتر و تغییرناپذیرتر کنش انسان است- که گاهی ساختار نامیده می شود – و هم شامل جنبه های ناپایدارتر و تغییرپذیرتر- که گاهی فرایند خوانده می شود. همانطور که بدن انسان از اجزایی تشکیل می شود و فرایندهایی این اجزا را، هم پیوند می دهد در بعد روان شناختی هم، ارگانیسم ها شامل بخشهای پایدار و فرایندهای ناپایداری است که ارتباط این بخشها به یکدیگر تامین می کند. شخصیت در این معنی، به مشابه یک سیستم است. چهارم اینکه شخصیت شامل شناخت (فرایند تفکر)، عواطف (هیجانات) و رفتارهای مشهود است. شخصیت بیشتر به روابط پیچیده میان فرایندهای شناختی، عواطف و رفتارهای فرد اهمیت می دهد و سرانجام می توان گفت که این فرایندها با توجه به محرکها و موقعیتهایی به وجود می آید که بعضی از آنها را محیط و بعضی را خود شخص موجب شده است. باید دانست که انسانها در خلاء عمل نمی کنند، بلکه با توجه به موقعیتها و شرایط پاسخ می دهند.

درک انسان با توجه به این پیچیدگیها، کار دشواری است. همانطورکه گفته شد، این کاری است که هر یک از ما با موفقیت کم یا زیاد، در زندگی روزمره انجام دهیم.

البته، نظریه پردازان و پژوهشگران باید در مطالعات خود عینی تر باشند و نظریه هایی را که به وجود می آورند بیشتر در معرض قضاوت عامه قرار دهند. (کریمی/1381).

تعریف علمی با توجه به چند فرض مشخص در مورد ماهیت شخصیت انسان به شرح زیر عنوان شده است:

1-ارگانیسم انسان خصوصیاتی متفاوت از سایر گونه ها دارد و این تفاوتها در مطالعه شخصیت، اهمیت خاصی پیدا می کند ما در مقایسه با سایر گونه ها، کمتر تحت تاثیر عوامل زیستی و بیشتر به عوامل شناختی وابسته هستیم. وابستگی ما به منابع اولیه انگیزش مثل گرسنگی و تشنگی، در مقایسه با سایر انواع، کمتر است. توانایی قابل ملاحظه ما در تفکر و زبان به این معنی است که می توانیم الگوهای یاد گرفته شده رفتاری (فرهنگ) را به نحوی که در بین گونه ها بی مانند است، به دیگران منتقل کنیم. این توانایی، چشم اندازی طولانی از گذشته و آینده را پیش روی ما قرار می دهد و ما را از قید محرکهای آنی موجود می رهاند.


رابطه ویژگی های شخصیتی با رضایتمندی زناشویی در زنان متأهل 25 تا 30سال شهر تهران

عنوان پژوهش بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی با رضایتمندی زناشویی در زنان متأهل 25 تا 30سال شهر تهران است چون ازدواج و زناشویی و همینطور رضایت زناشویی بر بهداشت روانی و سلامت فردی زوجین بسیار تأثیر دارد و این کار که آیا رابطه بین ویژگی شخصیتی زنان با میزان رضایت مندی زناشویی وجود دارد ضرورت طرح این پژوهش را مطرح می کند
دسته بندی روانشناسی و علوم تربیتی
فرمت فایل doc
حجم فایل 46 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 51
رابطه ویژگی های شخصیتی با رضایتمندی زناشویی در زنان متأهل 25 تا 30سال شهر تهران

فروشنده فایل

کد کاربری 8044

رابطه ویژگی های شخصیتی با رضایتمندی زناشویی در زنان متأهل 25 تا 30سال شهر تهران خلاصه پژوهش:

عنوان پژوهش بررسی رابطه ویژگی های شخصیتی با رضایتمندی زناشویی در زنان متأهل 25 تا 30سال شهر تهران است.

چون ازدواج و زناشویی و همینطور رضایت زناشویی بر بهداشت روانی و سلامت فردی زوجین بسیار تأثیر دارد و این کار که آیا رابطه بین ویژگی شخصیتی زنان با میزان رضایت مندی زناشویی وجود دارد ضرورت طرح این پژوهش را مطرح می کند.

این پژوهش بر آن است تا ببیند که تیپ های شخصیتی زنان تا چه اندازه بر رضایت زناشویی آن ها کمک می کند و بر این اساس ما در این پژوهش 4 فرضیه داریم که عبارتند از:

1-بین میزان شخصیت برون گرای با ثبات و رضایت مندی زناشویی رابطه وجود دارد.

2-بین میزان شخصیت برون گرای بی ثبات و رضایت مندی زناشویی رابطه وجود دارد.

3-بین میزان شخصیت درون گرای باثبات و رضایت مندی رابطه وجود دارد.

4-بین میزان شخصیت درون گرای بی ثبات و رضایت مندی زناشویی رابطه وجود دارد.

روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش از نوع زمینه یابی است.

جامعه مورد مطالعه ما در این پژوهش زنان متأهل 25 الی30 شهر تهران می باشد که 30 نفر از آنان به عنوان نمونه از روش خوشه ایی چند مرحله ایی به صورت محله، خیابان، کوچه، پلاک و شخص است.

ابزار اندازه گیری متغیرهای این پژوهش پرسشنامه شخصیت آیزنگ بود که از روایی و پایایی لازم برخوردار است و به وسیله دکتر محمدنقی براهنی استاندارد شده است.

و از آزمون رضایت مندی زناشویی ENRICH هم استفاده به عمل رفته است ک این آزمون هم به صورت استاندارد شده است و هم از روایی و پایایی لازم برخوردار است که نمرات خام هر آزمودنی با استفاده از جدول فرم به نمرات استاندارد تبدیل گردید و این نمرات توسط مجذور خی (x2 ) مورد بررسی قرار گرفت. که نتایج به دست آمده در این پژوهش به این صورت بود که فرضیه های احتمالی در این تحقیق رد شده و فقط فرضیه شماره 2 (شخصیت برون گرای بی ثبات) تایید شد و در کل بین ویژگی های شخصیتی زنان و رضایتمندی زناشویی رابطه چندانی وجود ندارد و عوامل دیگری در این امر دخیل هستند.


مقدمه:

همه چیزهایی را که تاکنون به دست آورده اید تمام چیزهایی را که انتظار دارید در شغل خود به دست آورید خواه همسر یا والد خوبی باشید و حتی حالت سلامت عمومی شما میتواند تحت تأثیر شخصیت شما و شخصیت های افرادی که با آن ها تعامل دارید قرار بگیرید (شولتز، ترجمه سید محمدی 1379).

برای این که شخصیت راتعریف کنیم می توانیم به منبع آن نگاهی بینداریم. شخصیت از واژه persona «پرسونا» گرفته شده است که به نقابی اشاره دارد که هنرپیشه ها در نمایش به صورت خود می زدند. پی بردن به این که چگونه پرسونا به ظاهر بیرونی اشاره دارد یعنی چهره علنی که به اطرافیان نشان می دهیم آسان است. بنابراین بر اساس ریشه این کلمه ممکن است نتیجه بگیریم که شخصیت به ویژگی های بیرون و قابل مشاهده اشاره دارد. جنبه هایی که دیگران می تواند آن ها را ببینند، پس شخصیت ما در قالب تأثیری که به دیگران می گذاریم، یعنی آنچه به نظر می رسد که باشیم تعریف می کند. «شخصیت جنبه آشکار منش فرد به گونه ایی که بر دیگران اثر می گذارد است».

اما آیا هنگامی که واژه شخصیت را به کار می بریم، تمام منظورمان این است؟ آیا فقط در باره آنچه می توانیم ببینیم یا حالتی که دیگری به نظر ما می رسد حرف می زنیم؟ آیا شخصیت تنها به نقابی که بر چهره می زنیم و نقشی که بازی می کنیم اشاره دارد؟ مطمئناً وقتی از شخصیت حرف می زنیم منظورمان چیزی بیش از آن است. مقصود ما در نظر داشتن بسیاری از ویژگی های فرد است. کلیت یا مجموعه ای از ویژگی های مختلف که از ویژگی های جسمانی سطحی، فراتر می رود. این واژه تعداد زیادی از ویژگی های ذهنی اجتماعی و هیجانی را نیز در برمی گیرد. ویژگی هایی که ممکن است نتوانیم به طور مستقیم ببینیم که شخص امکان دارد آن ها را از ما مخفی نگه دارد یا ممکن است ما سعی کنیم آن ها را از دیگران مخفی کنیم. (شولتز، ترجمه سیدمحمدی، 1379).

در تعریف شخصیت باید چند نکته را در نظر گرفت. نخست هر شخص بیگانه و بی همتا ست زیرا هیچ دو فردی از نظر خلق، علایق، رفتار و دیگر ویژگی های شخصیتی کاملاً یکسان نیست. دوم اینکه افراد و موقعیت ها به شیوه های یکسان رفتار نمی کنند. رفتار شخص ممکن است از موقعیتی به موقعیت دیگر متفاوت باشد. سوم، گرچه هر فرد یگانه و به همتاست و رفتارش در همه موقعیت ها کاملاً یکسان نیست امّا در رفتار آدمی وجه اشتراک قابل ملاحظه ایی وجود دارد. به عبارت دیگر هر چند در جزئیات رفتار آدمی تفاوت هایی دیده می شود امّا بیشتر مردم الگوهای رفتاری نسبتاً ثابت دارند. توصیف ویژگی های شخصیتی ممکن است به ما امکان دهد که افراد را به گونه ایی طبقه بندی کنیم که برخی از الگوهای مهم رفتاری آنان به دقت قابل توصیف باشد (پاشا شریفی، 1376).

اما یکی از طبقه بندی هایی که از ویژگی های شخصیت وجود دارد درون گرایی و برون گرایی بوده که توسط اکثر روانشناسان به گونه های مختلف بیان شده است. افرادی که در ویژگی های شخصیت برون گرایی طبقه بندی می شوند افرادی هستند اجتماعی که شرکت در مجالس را دوست دارند، این افراد دوستان زیادی دارند، آن ها نیاز به این دارند که با مردم صحبت کنند، مطالعه و خواندن را در تنهایی دوست ندارند، طالب هیجان اند، فرصت ها را مغتنم می شمارند لحظه ایی عمل می کنند و کلاً افرادی تکانشی هستند. بذله گویی را دوست دارند و به طور کلی تغییر را دوست دارند. سهل گیر، بی احتیاط و خوش بین هستند. این افراد ترجیح می دهند تحرک داشته باشند و کاری انجام دهند . تمایل به پرخاشگری در افراد برون گرا بیش تر است و به سرعت عصبانی می شوند معمولاً کنترلی بر روی احساسات خود ندارند و همشه افراد قابل اعتمادی نخواهند بود.

اما فرد درون گرا ساکت به نوعی کناره گیر ودرون گراست و به جای صحبت با مردم دوست دار کتاب است، به جز دوستان با دیگران کمتر می جوشد، تمایل به این دارد که از قبل نقشه داشته باشد، قبل از اقدام به آینده می اندیشد، به تکانشهای لحظه ایی اعتماد ندارد، از هیجان خوشش نمی آید ، مطالب زندگی روزمره را جدی می گیرد ، زندگی مرتب و منزه را دوست دارد، احساسات خود را شدیداً کنترل می کند، به ندرت به شیوه پرخاشگرانه رفتار می کند و به آسانی از کوره در نمی رود، قابل اعتماد و تا حدودی بدبین است و به معیارهای اخلاقی ارزش زیادی قائل می شود. (لارنس ای ، ترجمه پروین 1374).

البته هر کس در زندگی روزانه اش گاه برون گرا و گاه درون گراست، یعنی گاه متوجه محیط خارج و تحت تأثیر آن است و گاه در خود فرو می رود و پیرامون خود التفات ندارد. هر کس در عرض روز گاه برون گراست و گاه درون گراست. پاره ایی از اشخاص به یکی از این دو حالت خو گرفته و بیش تر اوقات خود را در آن حالت می گذرانند و این رو برون گرایی و درون گرایی صفت ممیزه آن ها می گردد و این صفت به شخصیت آن ها رنگ مخصوص می زند و در رفتارشان به صراحت انعکاس پیدا می کند. (سیاسی، 1371).


بیان مسئله:

رضایت زناشویی از عمده مسائل مطرح شده در روانشناسی خانواده است و عدم رضایت زناشویی یکی از نگرانی های عمده کسانی است که یا در پی درمان می آیند یا برای پایان دادن به ارتباط زناشویی خود اقدام می کنند. (بوت واد وواردرز، 1985 لاسول و لاسول، 1991).

معمولاً تحقیقات برای بررسی رضایت زناشویی در سنین مختلف کم می باشد و هنوز در این زمینه ابهاماتی وجود دارد، لذا تحقیق در این زمینه ضروری است.

هدف و پژوهش:

1-کشف و شناخت رابطه ویژگی های شخصیتی زنان و میزان رضایتمندی زناشویی آن ها.

2-پیش بینی رضایتمندی زناشویی از روی ویژگی های شخصیتی افراد.

اهمیت و ضرورت پژوهش:

چون ازدواج زناشویی و همین طور رضایت زناشویی بر بهداشت روانی و سلامت فردی زوجین بسیار تأثیر دارد و شناخت بیش تر در مورد این مسئله که که آیا ویژگی های شخصیتی زنان رابطه ایی با رضایت زناشویی دارد یا خیر می تواند بر این مهم بسیار کمک کند و ضرورت طرح این پژوهش را مطرح کند.

فرضیه پژوهشی:

- بین میزان برون گرای با ثبات و رضایتمندی زناشویی رابطه وجود دارد.

- بین میزان برون گرای بی ثبات و رضایت مندی زناشویی رابطه وجود دارد.

- بین میزان درون گرای با ثبات و رضایت زناشویی رابطه وجود دارد.

- بین میزان درون گرای بی ثبات و رضایت زناشویی رابطه وجود دارد.

تعریف متغیرهای پژوهش:

شخصیت: الگوی منحصر به فرد و نسبتاً پایدار افکار، احساس ها و اعمال به عبارت دیگر شخصیت شما مشخص می کند که به عنوان یک فرد چگونه با سایر افراد تفاوت دارید واین که کدام الگوهای رفتاری معرف شما هستند. (هافمن، ترجمه دکتر نقشبندی، 1379).

ویژگی های شخصیت: اصطلاح ویژگی های شخصیتی به جنبه خاصی از کل شخصیت آدمی اطلاق می شود.

رضایت زناشویی: رضایت زناشویی که به تبع درک صحیح زوجین از همدیگر و تفاهم موجود بین آن دو حاصل می شود عبارت است از خوشنودی نسبی یا کامل طرفین از طرز رفتار، عملکرد، نحوه برخورد با یکدیگر و مشارکت آن ها در تمامی امور مربوط به زندگی مشترک.

تعریف عملیاتی:

منظور از ویژگی های شخصیتی در این پژوهش نمره آزمودنی شخصیت آیزنک 57 سؤالی ایران است که شامل برون گرایی که با مقیاس E آزمون و ثبات هیجانی با مقیاس N نشان داده می شود در گروهی از خانم هایی که حداقل 5 سال از زندگی زناشویی آن ها گذشته است و منظور از رضایت زناشویی در این پژوهش نمره آزمودنی در آزمون زناشویی ENRICH با همان شرایط فوق است.

فصل دوم

تیپ شناسی شخصیت و نظریه صفات:

نظریه صفات از جمله نظریه هایی است که تأثیر بسیاری بر تحقیق و نظریه در شخصیت داشته است و فرض اصلی این دیدگاه این است که پاسخ های متفاوت انسان ها به موقعیت های خاص به دلیل آمادگی های شخصی است که در آن ها موجود است به این آمادگی ها صفات گفته می شود به عبارت دیگر افراد را می توان با توجه به این طرز و رفتار خاص آن ها شناسایی و توصیف کرد. مثلاً این احتمال است که انسان موجودی معاشرتی و صمیمی باشد و یا سلطه جو و با جرأت، افرادی که برای این طرز رفتار آمادگی بیش تری د ارند در این صفات زیاد درجه بندی می شوند. اگر چه این نظریه پردازان در تعیین صفاتی که شخصیت انسان را تشکیل می دهد از یکدیگر متفاوتند ولی همگی بر این باورند که این صفات پایه های اصلی شخصیت انسان را تشکیل می دهد. (لارنس ای، ترجمه پروین، 1374).

نظریه صفات- تیپ تحلیل عاملی هانس، جی آیزنک (1916):

در نظریه صفات شخصیت انسان ساختار طبیعی دارد و با تحلیل عاملی می توان آن ها را انمایان کرد. اگر متغیرها و پاسخ آزمون ها با یکدیگر همانند باشد، یعنی حضور و عدم حضور آن ها همراه باشد، می توان این طور نتیجه گرفت که بین این دو زمینه های مشترکی موجود است و آن ها به یک واحد کارکردی شخصیت متعلق اند. تحلیل عاملی فرض را بر این می گذارد که رفتارهای همانندی با یکدیگر مرطبتند و بنابراین پیوستگی ها یا عناصر طبیعی یک شخصیت را مشخص می کند. این فرآیند سپس بر عواملی منجر می شود که صفات نام دارد. این نامگذاری با توجه به ویژگی های مشترک پرسش ها یا رفتارهایی است که با یکدیگر مرتبط اند. آیزنک با استفاده از شیوه های آماری دیگر به ابعاد اصلی یا زمینه های این عوامل یا صفات نیز دست یافت به ابعاد اصلی تیپ گفته می شود.

بنابراین می توان برای مثال صفاتی چون اجتماعی بودن، تکانشی بودن، فعالیت، سرزندگی و تحرک پذیری در زیر عنوان مفهوم برون گرا در یک گروه جمع کرد. البته اگرچه در این جا از اصطلاح تیپ استفاده می شود باید توجه داشت که در واقع این اصطلاح دارای دو حد نهایی بالا و پایین است و افراد ممکن است در نقاطی بین این دو حد قرار گیرند.

به نظر آیزنک معمولاً فرد برون گرا فردی است، اجتماعی، علاقمند به میهمانی، دارای دوستان فراوان و طالب هیجان که بدون تفکر و اندیشه به صورت تکانشی عمل می کند. به نظر می رسد که دو جنبه از این صفت یعنی اجتماعی بودن و تکانشی بودن را می توان تا حد زیادی از یکدیگر جدا در نظر گرفت ولی درعین حال آنقدر با یکدیگر مرطبتند که هر دو را تحت عنوان برون گرا آورد. فرد درون گرا برخلاف خصوصیات بالا فردی است آرام ، درخود فرورفته، خوددار وتأملی که به احساسات اعتماد نمی کند و زندگی با نظم و قاعده را بر زندگی بر مبنای شانس و خطر ترجیح می دهد. آیا تفاوت های عمده و معنی دار دیگری در رفتار افراد وجود دارد که با نظرات درون گرایی و برون گرایی مرتبط باشد؟

مرور جدیدی که در این مورد شده است یافته های جانبی را در اختیار ما می گذارد. برای مثال درون گرایمان در مقایسه با برون گرایان به درد حساس و زود خسته می شوند. هیجان در عملکرد آن ها تأثیر می گذارد و سرانجام این که دقیق تر ولی کندتر عمل می کنند.سایر تفاوتهای مشاهده شده بین این دو گروه به شرح زیر است:

1) درون گرایان در مدرسه موفق تر عمل می کنند این موفقیت به خصوص در درسهای پیشرفته تر آشکار است. همین طور دانشجویانی که به دلیل درسی ترک تحصیل می کنند بیش تر برون گرا هستند ولی افرادی که به دلیل روانی از تحصیل باز می مانند درون گرا هستند.

2) برون گرایان ترجیح می دهند که تعطیلات را با دیگران بگذرانند در حالی که درون گرایان تعطیلات را به تنهایی به پایان می رسانند. برون گرایان به دنبال تغییر و تحول در شغل روزمره هستند در حالی که درون گرایان نیاز چندانی به تغییر احساس نمی کنند.

3) برون گرایان شوخی های تند و زننده را دوست دارند در حالی که درون گرایان شوخی های روشنفکرانه مانند استفاده از کلمات و لطیفه های ظریف را می پسندند.

4) برون گرایان در مقایسه با درون گرایان از لحاظ جنسی فعالترند.

5) برون گرایان تلقین پذیرتر از درون گرایان هستند. (لارنس ای، ترجمه پروین 1374)

ابعاد شخصیت از دید آیزنک:

آیزنک تیپ های شخصیتی را به دو صورت گروه های مستقل و مجزا از هم که بتوان مردم را بر اساس آن ها طبقه بندی کرد تفسیر نمی کند بلکه معتقد است که تیپ های شخصیتی به شکل ابعاد به هم پیوسته هستند که در راستای آن مردم با هم تفاوت دارند. همان طوری که یک صفت کم و بیش می تواند معرف خصوصیات یک فرد باشد همچنین می تواند به عنوان یک تیپ شخصیتی هم شود. درون گرایی و برون گرایی این امر بی شباهت به بعد میزان؟ که دو حد نهایی غول آسا و کوتوله وجود دارد اما تعداد بسیار کمی از مردم در هر یک از این دو انتخاب قرار می گیرند. (راس آلن، ترجمه جمالفر 1374)

تیپ های روان شناختی یونگ:

یونگ هشت تیپ روان شناختی را بر اساس تعامل دو نگرش و کارکرد معرفی کرد.

1) تیپ برون گرای متفکر: که به طور جدی منطقی، عینی، متعصب و طبق مقررات جامعه زندگی می کند.

2) تیپ برون گرای احساسی: به سرکوب شیوه تفکر و عاطفی بودن زیاد تمایل دارد این افراد عاطفی، حساس، معاشرتی، بیش تر خاص زنان است تا مردان.

3) تیپ برون گرای حسی: اجتماعی، لذت جو، انعطاف پذیر این افراد بر لذت و شادی و بر جستجوی تجربه های جدید تمرکز دارند.

4) تیپ برون گرای شهودی: موفقیت را در کسب و کار و سیاست می بینند. زیرا توانایی زیادی برای بهره برداری از فرصت ها دارد. خلاق، قادر به برانگیختن دیگران و غنیمت شمردن فرصت ها.

5) درون گرای متفکر: بیش تر به اندیشه ها علاقمند است تا مردم، با دیگران به خوبی کنار نمی آید و در انتقال افکار مشکل دارد.

6) تیپ درون گرای احساسی: تفکر عمیق را سرکوب می کند، تودار، خوددار با این حال قادر به داشتن عواطف عمیق.

7) تیپ درون گرای حسی: بی تفاوت، آرام و بریده از دنیای روزمره به نظر می آید در ظاهر بی اعتنا و خشک است و وجود خود را در فعالیت های هنر شناختی ابزار می کنند.

8) تیپ درون گرای شهودی: بیش تر در ارتباط با ناهشیار هستندتا واقعیت روزمره، چنان با دقت بر شهود تمرکز دارد که افراد این تیپ تماس کمی با واقعیت دارند. (شولتز، ترجمه سید مهدی 1379)

نوروفیزیولوژی برون گرایی و درون گرایی:

آیزنک یک فرضیه مسلم نوروفیزیولوژیکی مطرح می سازد که باید با انتقال تکانشهای عصبی انجام شود انتقال این تکانش ها از یک نورون به نورون دیگر را آیزنک برانگیختگی می نامد. بلوکه شدن چنین انتقال ها را آیزنک بازداری می نامد. پراکندگی اصطلاحی است که وی برای کاهش احتمالی اثر یک تکانش انتقال یافته از آن استفاده می کند. بر اساس نظریه آیزنک برون گراها افرادی هستند که در آن ها برانگیختگی به آرامی و به طور ضعیف صورت می گیرد در حالی که بازداری در آن ها به سرعت و به طور قوی اتفاق می افتد و اثر آن به آرامی پراکنده و از بین می رود. برعکس درو نگراها افرادی هستند که برانگیختگی در آن ها به سرعت و به طور قوی ایجاد می شود در حالی که بازداری به آرامی و به طور ضعیف ایجاد شده و اثر آن به سرعت پراکنده و از بین می رود.

فرضیه های مبتنی بر این صورت بندی بارها مورد تأیید قرار گرفته است به عنوان مثال برون گراها و درون گراها به طور متفاوت نسبت به داروهایی که بر عملکرد عوامل انتقال دهنده عصبی تأثیر می گذارد واکنش نشان می دهد. داروهای کند ساز موجب می شوند که درون گراها خیلی شبیه به برون گراها رفتار کنند در حالی که داروهای محرک باعث می شوند که برون گراها خیلی شبیه به درون گراها رفتار کنند. (راس آلن، ترجمه جمالفر 1374)